سایت مرکز فقهی

فقه النیروز (1)

سخنرانی حضرت آیت‌الله محمدجواد فاضل لنکرانی
به مناسبت عيد نوروز و سال جدید، نكته‌‌هایی  كه از روايات نسبت به اين ايام استفاده شده، بیان می‌کنیم. اين بحث معمولاً مطرح مي‌شود كه آیانوروز يك روز مخصوص به اهل فُرس و ايرانيان است كه به مناسبت حلول سال جديد اين ايام را جشن مي‌گيرند يا اينكه اين روز يكي از مصاديق آن نوروز كلي است كه در روايات وارد شده است؟.
برداشت ما از روايات اينست كه هر روزي كه يك حادثه‌ي مهم از نظر احياء دين يا احياء انسانيت در آن ايجاد شود، يعني جنبه‌ي احيا و هدايت معنوي يا هدايت دنيوي در آن باشد، در روايات تعبير به نوروز مي‌كنند.
در روايات ما در چند مورد تعبير به نوروز شده که عبارتند از:
1) روزي كه حضرت ابراهيم بت‌ها را شكست، از آن روز تعبير به نوروز شده، در روايات آمده «يوم النيروز هو اليوم الذي كسر فيه ابراهيم أصنام قومه» نوروز روزي است كه حضرت ابراهيم بت‌هاي قوم خودش را شكست.
2) در روايتي معلي بن خنيس از امام صادق نقل مي‌كند كه حضرت فرمودند:
«إنّ يوم النيروز هو اليوم الذي أخذ فيه النبي لأميرالمؤمنين العهد بغدير خم»؛ آن روزي كه پيامبر صلوات الله عليه عهد امامت را براي اميرالمؤمنين در غدير خم گرفت.
«فأقروا له بالولاية فطوبي لمن ثبت عليها و الويل لمن نكثها»؛ از آن روز تعبير به نوروز شده است.
3) نیز آمده است:
«وهو اليوم الذي وجّه فيه رسول الله علياً إلي وادي الجن وأخذ عليهم العهود والمواثيق»؛ آن روزي كه پيامبر اميرالمؤمنين را به سوي طائفه جنّيان فرستاد و از آنها پيمان گرفت.
4) همچنین:
«وهو اليوم الذي ظفر فيه بأهل النهروان»؛ آن روزي كه حضرت علي با خوارج مقابله كرد و آنها را خصوصاً ذو الثديين را كه از رؤوس خوارج بود به قتل رساند، نوروز است.
5) در بعضي روايات، روز مبعث يعني آن روزي كه جبرئيل بر وجود مبارك پيامبر صلوات الله عليه نازل شد و حضرت را به رسالت مبعوث كرد، همان روزي كه آيات اوليه‌ي قرآن نازل شد، اين هم به عنوان يكي از مصاديق نوروز است.
6) يكي از مصاديق نوروز، روزي است كه حضرت مهدی ظهور مي‌كند كه تحقيقاً نوروز واقعي عالم، همان روز است. «وهو اليوم الذي فيه يظهر القائم». در ميان اين مصاديقي كه براي نوروز است مي‌توانيم بگوئيم برترين و بارزترين مصداقش همان روز ظهور حضرت مهدی  است. حضرت ظهور مي‌كند «ويظفره الله بالدجال» آن روزي كه حضرت، دجال را به قتل مي‌رساند.
بعد مي‌فرمايد: «وما من يوم نيروز إلا ونحن نتوقّع فيه الفرج» معناي اين قسمت روايت چيست؟ هيچ روز نوروزي نيست مگر اينكه ما در آن روز فرج قائم(عج) و حجّت خودمان را متوقع هستيم. در ادامه مي‌فرمايد «لأنّه من أيامنا حفظه الفُرس» اين روز نيروز از ايام ماست و فارس‌ها آن را حفظ كردند «و ضيعتموه» شما اهل عرب آن را تضييع كرديد! اين كلام ظهور در اين دارد كه همين نوروزي كه ما در آن قرار مي‌گيريم و ايام تحويل سال است، ايام ظهور حضرت هم هست.
حضرت مي‌فرمايد اصلاً اينكه اهل فُرس به چنين روزي نوروز مي‌گويند، اينها اين را از ما گرفتند، چون ما به اينها ياد داديم كه روز قيام حجّت ما نوروز است، اينها آمدند اين عنوان را بر همين ايام قرار دادند براي اينكه اميد به ظهور داشته باشند و فرج حضرت فرا برسد. لذا اين مطلب كه ما بگوئيم نوروز فقط يك چيز قديمي و مربوط به هفت هزار سال پيش است، اينطور نيست! البته يك آدابي قبل از اسلام در شروع سال مرسوم بوده، يك آدابي كه اصلاً ربطي به اسلام ندارد و هيچ‌گاه آن را تأييد نمي‌كند مثل روشن كردن آتش و از روي آتش پريدن، اين كارهايي كه واقعاً غير عُقلايي است و اگر خداي نكرده اين خرافات جنبه‌ي اعتقادي پيدا كند و فكر كنند اين اعمال موجب مي‌شود كه بديها از انسان دور شود، اين خرافه‌اي بيش نيست و بدعت به وجود مي‌آيد. بله اين آداب قبلاً بوده است، اما امام عليه السلام مي‌فرمايد فُرس كه عنوان نوروز را به اين روز اطلاق مي‌كنند به اميد مسئله‌ي ظهور هستند و اين را از ما فرا گرفته‌اند و براي اينكه اين معنا حفظ شود، اول هر سال را به عنوان روز اميد به ظهور حضرت تلقي مي‌كنند.
7) بعد مي‌فرمايد: «ثم إنّ نبيّاً من أنبياء بني اسرائيل سأل ربّه أن يُحيي القوم الذين خرجوا من ديارهم و هم الوفٌ حذر الموت فأماتهم الله»؛ يكي از انبياء بني اسرائيل در مورد قومي كه براي گرفتار نشدن به موت از شهرشان خارج شدند ولي خدا آنها را ميراند از خدا مسئلت كرد، آنها را زنده كند.
«فأوحي الله إليه عن صبّ عليهم الماء في مضاجعهم»؛ خدا به او وحي كرد كه در همان جاهايي كه آنها خوابيدند و نعش‌شان وجود دارد آب بريزد و آن نبي هم اين كار را در روز نوروز كرد صبّ عليهم في هذا اليوم، «فعاشوا و هم ثلاثون ألف» آنها زنده شدند و تعدادشان سي هزار نفر بود. «فصار صبّ الماء في يوم النيروز سنةً ماضيّة لا يعرف سببها إلا الراسخون في العلم و هو أوّل يوم من سنّة ‌الفرس» از آن زمان ريختن آب يا قرار دادن آب در ظرف تبديل به سنت شد و اولين روز از سال فارس زبانها است.
 بنابراین چه استفاده‌اي از این روایات می‌شود؟
از مجموع اين روايات كه براي جريان حضرت ابراهيم و ديگر قضايا اطلاق نوروزشده، استفاده مي‌شود كه در طول تاريخ هر روزي كه اهميّت ديني مهم دارد، يا اهميّت مادي و طبيعي مهم دارد، بر آن عنوان نوروز صدق مي‌كند، يعني اينطور نيست كه نوروز يك روز معيّن مشخص باشد كه بگوئيم فلان تاريخ است و فلان تاريخ نيست!
نوروز را فُرس اولين روز سال قرار داده به عنوان يكي از مصاديق نوروز كلّي. هر روزي كه احياء طبيعت، احياء بشر، احياء دين وروز مقابله با ظلم باشد، حتّي روز ولادت يك انسان را مي‌توانيم  نوروزبنامیم، روز ولادت پيامبر اكرم را مي‌توانيم  نوروز نام‌گذاری نماییم، روز ولادت حضرت زهرا نوروز است، روز ولادت ائمه نوروز است.
يعني نوروز يك مفهوم كلي است، اين مفهوم كلي؛ تعبيري كه ما داريم اينست كه آن روزي كه جنبه حيات در آن وجود دارد، حالا يا حيات طبيعت يا حيات دين، حيات يك انسان، زنده شدن يك جامعه، احياي ارزشهاي ديني، همه اينها نوروز است.
آن وقت اين روايت معروف هم كه شنيديد كسي آمد يك فالوده‌اي را خدمت حضرت اميرالمؤمنين آورد؟ حضرت فرمود اين را به چه مناسبت آورده‌اي؟ پاسخ داد: امروز نوروز است، چون روز اول فروردين بوده، حضرت فرموده «فنورزوا إن قدرتم كل يومٍ» هر روزتان را نوروز قرار بدهيد. ببينيد چه تعبير لطيفي در روايات است، يعني انسان هر روزي كه يك حياتي پيدا مي‌كند. جهان هر روزش نوروز است، چون هر روز يك حيات جديدي پيدا مي‌كند، جاهل هيچ روزش نوروز نيست چون جهل او استمرار پيدا مي‌كند، آدم باتقوا هر روزش نوروز است، آدم فاسد هيچ روزش نوروز نيست. دراین روايات، فسق و فجور و گناه، منافات  با حقيقت نوروزي دارد.
بنابراين استنباطي كه ما از نوروز نمودیم و آن نتيجه اين است كه نوروز يك روز معيّن مشخص نيست، همچنان كه آداب و دعاهايي در مورد نوروز وارد شده، اختصاص به روز معيّن اول فروردين ندارد، هر روزي كه نوروز باشد آن آداب اطلاق دارد مگر اينكه ذكر شده باشد «في أول يوم في سنة فُرس» اين دعا خوانده شود، ولي اگر گفتند در روز نوروز اين دعا را بخوانيد، آن روزي كه كسي متولد مي‌شود، روزي كه انسان احيا پيدا مي‌كند، حتي روزي كه انسان از يك مرضي شفا پيدا مي‌كند هم نوروز مي‌شود. روزي كه در آن جنبه‌ي حيات مجدد، اعم از حيات ديني، علمي و طبيعي وجود آيد، روايات ما به اين مي‌گويد نوروز و بعد نسبت به «اول يومٍ من الفرس» صحه مي‌گذارند و مي‌گويند فارس زبانان آمدند يك مصداق آن نوروز كلي را اين قرار دادند و ائمه هم اين مقدار را بر آن صحه گذاشتند.
يكي از مصاديق نوروز بيداري است، بر اين اساس هر روز مي‌تواند نوروز بشود، از همين معناي ساده‌ي سطحي‌اش شروع كنيم؛ اينكه وقتي انسان از خواب بيدار مي‌شود بايد بگويد «الحمدلله الذي احياني بعد ما أماتني» واقعاً چقدر در روايات ما اين ظرايف و لطايف بيان شده است.
يعني ما بايد بدانيم كه ممكن بود از اين خواب اصلاً بيدار نشويم الحمدلله الذي احياني بعد ما أماتني كه خود خواب يك موت و مرگ صغير است، اين بيداري بعد از خواب مي‌شود نوروز، آن وقت هر روز ما به اين اعتبار نوروز مي‌شود، حال اگر بيداريِ ديني، بيداري عقلي و سياسي ايجاد شود، هر نوع بيداري كه به وجود بيايد از همين مصاديق نوروز است. اين نكته‌اي است كه به ذهن ما رسيد و شما روي آن دقت بفرماييد.
 آیا دعای مشهوری که در اوایل تحویل سال خوانده می‌شود (يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأَبْصَارِ يَا مُدَبِّرَ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ يَا مُحَوِّل َ الْحَوْلِ وَالْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَى أَحْسَنِ الْحَال) از نظر سندی اعتبار دارد یا خیر؟ آیا در این مورد می‌‌توان از بحث معروف تسامح در ادله‌‌ی سنن استفاده نمود؟
در جواب سوال فوق آنچه به نظر می‌‌رسد آن است که از جهت صناعت علم حدیث و درایه، برای این دعا مستندی در کتب روایی و یا ادعیه ذکر نشده است.
مرحوم حاج شیخ عباس قمی در کتاب مفاتیح الجنان آن را ذکر نکرده و همینطور سید ابن طاووس در اقبال و شیخ طوسی در مصباح المتهجد به آن اشاره‌ای ننموده‌‌اند و فقط مرحوم مجلسی در زاد المعاد آورده است که در کتب غیر مشهوره این دعا را برای تحویل سال ذکر نموده‌‌اند و ظاهر آن است که در همان کتب هم به معصوم نسبت داده نشده است.
در هر صورت نمي‌‌توان آن را معتبر دانست و نیز نمي‌‌توان به معصومین نسبت داد.
اما اساساً در دعا نیازی نیست که از معصوم وارد شود و لو اينکه دعاهای وارده از اهلبیت عصمت و طهارت ویژگی‌‌های خاص و مضامین بسیار بلندی دارد. چنانچه مضامین دعا مطابق با سایر منابع حدیثی و روایی باشد و یا لااقل مخالف نباشد، مي‌‌توان از آن استفاده نمود و به عبارت دیگر این تعابیر از مصادیق آیه‌‌ی شریفه «أدعونی أستجب لکم» مي‌‌باشد و دلیل خاصی بر اینکه مصادیق این آيه شریفه باید از ناحیه وحی و یا معصومین باشد؛ نداریم و هر تعبیر و الفاظی که عنوان دعا داشته باشد کفایت مي‌‌کند. طبیعی است الفاظ دعا باید مطابق با شرایط زمان و خصوصیات مکان و انسانها باشد که در این تعابیر وجود دارد.
بنابراین مومنین مناسب است از این دعا استفاده نمایند و مانند گذشتگان بر خواندن آن استمرار داشته باشند.
اما مسئله تسامح در ادله سنن؛ اولا نیازی به استناد به این قاعده نیست.
ثانیا مورد قاعده جایی است که ثواب خاصی بر عمل خاصی به یکی از معصومین نسبت داده شود و موضوع خاصی را دارای ثواب خاصی بداند. که این دو خصوصیت هیچکدام در این دعا نیست.

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز فقهي ائمه اطهار (ع) است.